پس از چند ماه می نویسم صرفاً برای اینکه اینجا زنده بماند و خاطراتی از دانشگاهی که نه خوب بود و نه بد... هنوز صبوری و قناعت دارم اما دلمان گرفته اي دوست كجايي... قدر نوشيدن يك چاي بيايي بس است... پی نوشت: 1- بارها خواهستم بیایم و بنویسم اما وقت نشد اما خوشحالم امروز وقت شد. 2- چند وقت پیش رفتم دانشگاه، هیچ چیز تغییر نکرده فقط کارمندها پیرتر شده اند و با ضرب و زور آرایش (برای زنان) و تراشیدن ریش و رنگ مو( برای مردان) سعی می کنند که خودشان هنوز جوان نشان دهند
برچسب:
نویسنده: زهرا رحیمی
تاريخ: شنبه
1 مهر
1402 ساعت: 20:05